السيد الخميني
183
ديوان امام ( فارسى )
گلزار جان با كه گويم غم دل جُز تو كه غمخوار منى * همه عالم اگرم پُشت كند يار منى دل نبندم به كسى روى نيارم به درى * تا تو رؤياى منى ، تا تو مددكار منى راهى كوى توام قافلهسالارى نيست * غم نباشد كه تو خود قافلهسالار منى بچمن روى نيارم نروم در گُلزار * تو چمنزار من استىّ و تو گُلزار منى دردمندم نه طبيبى نه پرستارى هست * دلخوشم چون تو طبيب و تو پرستار منى عاشقم سوختهام هيچ مددكارى نيست * تو مددكار منِ عاشق و دلدار منى